جوک جدید و لطیفه های خنده دار کوتاه دی ماه ۹۵

جوک جدید و لطیفه های خنده دار کوتاه دی ماه ۹۵
joke funny

مردی داشت از خیابان رد میشد، صدایی گفت: ایست
او ایستاد، همان لحظه آجری جلوی پاش افتاد
نفس راحتی کشید و به راه افتاد تا خواست از خیابون رد بشه باز همان صدا گفت: ایست
همان لحظه ماشینی با سرعت از جلوش رد شد
او پرسید: تو کیستی؟ ندا آمد: فرشته نگهبانت
گفت: پس وقتی من داشتم ازدواج می کردم تو کدوم گوری بودی؟
گفت خبر مرگم دو دقیقه رفتم دستشویی امدم دیدم ریدی تو زندگیت (:

به خواندن ادامه دهید